تبليغاتX
.:: تلنگر ::.
 

كربلا در راه است... اي دل چه مي‌كني؟ به صف ياران امام عشق مي‌پيوندي و همچو حر با توبه به امامت مي‌پيوندي تا ياريش كني يا هنوز هم مي‌خواهي در جاهليتي ابدي باقي بماني!

اي دل چه مي‌كني؟ با سيدالهشدا همراه مي‌شوي تا در خون خود بغلتي يا همچون سايه‌اي از مردان در كوچه‌هاي تنگ و تاريك كوفه به آرامشي مي‌انديشي كه با تماشاي غروب آفتاب نصيبت مي‌شود!

اي دل به قول سيدشهيدان اهل قلم "قافله عشق در سفر تاریخ است"؛ پس شتاب كن زيرا "قافله در راه است؛ می‌گویند كه گناهكاران را نمی‌پذیرند؟ آری، گناهكاران را در این قافله راهی نیست... اما پشیمانان را می‌پذیرند..."

پس اي دل زنگار از خود بزداي و همچو حر به مصباح الهدي و سفينة النجاة بپيوند تا در اين عصر جاهليت ثاني رستگار شوي...

نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390  توسط محمد میرزایی  | 


 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمان‌ها بپرهيزيد؛ چراكه بعضى از گمان‌ها گناه است؛ و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد؛ و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است...


پ.نوشت ۱: در اين روزها به هر كس كه مي‌رسم، مي‌گويم "با خدا باش و پادشاهي كن"؛ چراكه خدا تمام داشته‌ و نداشته من است...

پ.نوشت ۲: حرف مادي و معنوي زياد است و سوژه‌ها رنگ به رنگ از مقابلم رژه مي‌روند اما نه حالي براي نوشتن مانده نه فرصتي...

نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1390  توسط محمد میرزایی  | 


نوشته شده در  جمعه 28 مرداد1390  توسط محمد میرزایی  | 


 

شیعه حیدرم و این برترین هدیه خداست به من...

باید رسالت شیعه علی ابن ابیطالب را به درستی بشناسم و بدان عمل کنم؛ تا سخن گفتنم از علی(ع) باعث بدنامي تشيع نشود ...

نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1390  توسط محمد میرزایی  | 


 
همت بلند دار که مردان روزگار
 
                از همت بلند به جایی رسیده‌اند
 
همين!
 
نوشته شده در  سه شنبه 24 خرداد1390  توسط محمد میرزایی  | 


اين وبلاگ زدن هم عجب داستانيست؛ تا زماني كه نداري تمام تلاشتو مي‌كني كه هر جوري شده يكيشو بزني. بعد هم كه وبلاگي براي خودت دست و پا مي‌كني تا مثلا خلق الله را به صراط مستقيم هدايت كني و اجازه ندي تا كسي از مسير الهي خارج بشه و حرفاتو توش بزني و تريبوني بشه برات؛ ديگه حالي براي نوشتن و گفتن و هدايت باقي نمونه! (توهم مطهري و شريعتي زمانه بودن)

اين حكايت شده داستان اين روزهاي بنده كه نه وقت وبلاگ نويسي دارم و نه حالشو؛ البته نه اينكه حرفي نباشه، حرف كه زياده اما حوصله‌اي براي نوشتنش نيست. (اوج گش..."بيب")

در نتيجه از همه دوستان و آشنايان تقاضامندم كه در اين مدتي كه بنده وقت و حال آپ كردن اين وبلاگو ندارم اصلا منحرف نشن و فقط در مسير الهي حركت كنن و تمام تلاششونم بكنن تا از فتنه‌ها سربلند بيرون بيان تا زماني كه بنده باز هم بتونم اين وبلاگ (هدايت كننده بشر) را آپ كنم. (توهم تاثيرگذار بودن)

نگاهي به عملكرد وبلاگ "تلنگر" در سال ۸۹:

ترويج افكار و انديشه‌هاي اسلامي: بيش از ۱۰۰ درصد

سوق دادن بيش از ۱ ميليون نفر از اهل سنت به تشيع

مسلمان شدن بيش از ۴۲۳،۵۶۷ نفر در نتيجه مطالعه مطالب اين وبلاگ

ترك اعتياد از سوي ۱۲ هزار نفر از معتادين به دليل خواندن مطالب اين وبلاگ

كنار زدن غبار فتنه: ۷/۲ درصد

واكسينه كردن نظام: ۱۰ بار

رسوا كردن خائنين به نظام و انقلاب: بارها

مبارزه جدي و قاطع با مفاسد اقتصادي و پديده زمين خواري: ۴/۹ درصد

حركت در جهت مبارزه با امپرياليسم بين‌الملل و لژها فراماسونري و ددمنشنايي!: ۲/۱ درصد و...

نوشته شده در  سه شنبه 20 اردیبهشت1390  توسط محمد میرزایی  | 














 

 

 

 


 

نوشته شده در  شنبه 20 فروردین1390  توسط محمد میرزایی  | 


نوشته شده در  یکشنبه 29 اسفند1389  توسط محمد میرزایی  | 




الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار


پ.نوشت: اگر تنهاترين تنها شوم باز هم خدا هست...او جانشين تمام نداشته‌هاي من است...

بعد نوشت: به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

بگو پناه می‏برم به پروردگار صبحدم (1).

از شر هر چه که او خلق کرده و دارای شر است (2).

و از شر شب وقتی که با ظلمتش فرا می‏رسد (3).

و از شر زنان جادوگر که به گره‏ها می‏دمند و افسون می‏کنند (4).

و از شر حسودی که بخواهد زهر حسد خود را بریزد (5).

نوشته شده در  سه شنبه 17 اسفند1389  توسط محمد میرزایی  | 


انگار اگر ما دست از سر سياست و البته خانواده هاشمي رفسنجاني برداريم، سياست و خانواده هاشمي رفسنجاني دست از سر ما برنمي‌دارند و حتي سعي مي‌كنند خواب‌هاي ما را هم سياسي و يا هاشمي‌‌اي‌ كنند.

ماجرا از اين قرار است كه چند شب پيش فائزه هاشمي رفسنجاني (فرزند اكبر هاشمي رفسنجاني) به خوابم آمد و از من به خاطر نوشتن و گفتن عليه خانواده‌ا‌ش گلايه كرد و خواست كه ديگر عليه خانواده هاشمي رفسنجاني چيزي ننويسم! بنده هم تمام توانم را به كار گرفتم تا در ابتدا خانم فائزه را ارشاد كنم و وقتي مشاهده كردم وي ارشادپذير نيست، تصميم گرفتم از مواضع خودم در انتقاد از هاشمي‌ها دفاع كنم.

در انتها هم كه خانم فائزه مشاهده كرد، نه بنده قادر به قانع كردنش هستم و نه وي مي‌تواند مرا قانع كند، به من پيشنهاد همكاري داد و از من خواست كه در كنارش مشغول به كار شده و از بركات مادي و معنوي اين خانواده عريض و طويل بهره‌مند شوم!!! كه البته اين پيشنهاد خانم فائزه با جواب بنده همراه نشد و من قبل از جواب دادن به وي از خواب بيدار شدم تا من حتي در خواب هم با هاشمي‌ها سفره نشوم.


پ.نوشت: ۱- روايت بالا كاملا واقعي بوده و برگرفته از خواب چند شب پبش بنده است.

۲- قوه قضائيه در صورت ارتكاب تخلف از سوي فرزندان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، با آنها همچون انسان‌هاي عادي به صورت قانوني برخورد كند.

نوشته شده در  پنجشنبه 12 اسفند1389  توسط محمد میرزایی  | 


Mahdi Abbasimehr