اي دل چه ميكني؟ با سيدالهشدا همراه ميشوي تا در خون خود بغلتي يا همچون سايهاي از مردان در كوچههاي تنگ و تاريك كوفه به آرامشي ميانديشي كه با تماشاي غروب آفتاب نصيبت ميشود!
اي دل به قول سيدشهيدان اهل قلم "قافله عشق در سفر تاریخ است"؛ پس شتاب كن زيرا "قافله در راه است؛ میگویند كه گناهكاران را نمیپذیرند؟ آری، گناهكاران را در این قافله راهی نیست... اما پشیمانان را میپذیرند..."
پس اي دل زنگار از خود بزداي و همچو حر به مصباح الهدي و سفينة النجاة بپيوند تا در اين عصر جاهليت ثاني رستگار شوي...
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد؛ چراكه بعضى از گمانها گناه است؛ و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد؛ و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبهپذير و مهربان است...
پ.نوشت ۱: در اين روزها به هر كس كه ميرسم، ميگويم "با خدا باش و پادشاهي كن"؛ چراكه خدا تمام داشته و نداشته من است...
پ.نوشت ۲: حرف مادي و معنوي زياد است و سوژهها رنگ به رنگ از مقابلم رژه ميروند اما نه حالي براي نوشتن مانده نه فرصتي...

شیعه حیدرم و این برترین هدیه خداست به من...
باید رسالت شیعه علی ابن ابیطالب را به درستی بشناسم و بدان عمل کنم؛ تا سخن گفتنم از علی(ع) باعث بدنامي تشيع نشود ...
اين حكايت شده داستان اين روزهاي بنده كه نه وقت وبلاگ نويسي دارم و نه حالشو؛ البته نه اينكه حرفي نباشه، حرف كه زياده اما حوصلهاي براي نوشتنش نيست. (اوج گش..."بيب")
در نتيجه از همه دوستان و آشنايان تقاضامندم كه در اين مدتي كه بنده وقت و حال آپ كردن اين وبلاگو ندارم اصلا منحرف نشن و فقط در مسير الهي حركت كنن و تمام تلاششونم بكنن تا از فتنهها سربلند بيرون بيان تا زماني كه بنده باز هم بتونم اين وبلاگ (هدايت كننده بشر) را آپ كنم. (توهم تاثيرگذار بودن)
نگاهي به عملكرد وبلاگ "تلنگر" در سال ۸۹:
ترويج افكار و انديشههاي اسلامي: بيش از ۱۰۰ درصد
سوق دادن بيش از ۱ ميليون نفر از اهل سنت به تشيع
مسلمان شدن بيش از ۴۲۳،۵۶۷ نفر در نتيجه مطالعه مطالب اين وبلاگ
ترك اعتياد از سوي ۱۲ هزار نفر از معتادين به دليل خواندن مطالب اين وبلاگ
كنار زدن غبار فتنه: ۷/۲ درصد
واكسينه كردن نظام: ۱۰ بار
رسوا كردن خائنين به نظام و انقلاب: بارها
مبارزه جدي و قاطع با مفاسد اقتصادي و پديده زمين خواري: ۴/۹ درصد
حركت در جهت مبارزه با امپرياليسم بينالملل و لژها فراماسونري و ددمنشنايي!: ۲/۱ درصد و...

الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار
پ.نوشت: اگر تنهاترين تنها شوم باز هم خدا هست...او جانشين تمام نداشتههاي من است...
بعد نوشت: به نام خداوند بخشایشگر و مهربان
بگو پناه میبرم به پروردگار صبحدم (1).
از شر هر چه که او خلق کرده و دارای شر است (2).
و از شر شب وقتی که با ظلمتش فرا میرسد (3).
و از شر زنان جادوگر که به گرهها میدمند و افسون میکنند (4).
و از شر حسودی که بخواهد زهر حسد خود را بریزد (5).
ماجرا از اين قرار است كه چند شب پيش فائزه هاشمي رفسنجاني (فرزند اكبر هاشمي رفسنجاني) به خوابم آمد و از من به خاطر نوشتن و گفتن عليه خانوادهاش گلايه كرد و خواست كه ديگر عليه خانواده هاشمي رفسنجاني چيزي ننويسم! بنده هم تمام توانم را به كار گرفتم تا در ابتدا خانم فائزه را ارشاد كنم و وقتي مشاهده كردم وي ارشادپذير نيست، تصميم گرفتم از مواضع خودم در انتقاد از هاشميها دفاع كنم.
در انتها هم كه خانم فائزه مشاهده كرد، نه بنده قادر به قانع كردنش هستم و نه وي ميتواند مرا قانع كند، به من پيشنهاد همكاري داد و از من خواست كه در كنارش مشغول به كار شده و از بركات مادي و معنوي اين خانواده عريض و طويل بهرهمند شوم!!! كه البته اين پيشنهاد خانم فائزه با جواب بنده همراه نشد و من قبل از جواب دادن به وي از خواب بيدار شدم تا من حتي در خواب هم با هاشميها سفره نشوم.
پ.نوشت: ۱- روايت بالا كاملا واقعي بوده و برگرفته از خواب چند شب پبش بنده است.
۲- قوه قضائيه در صورت ارتكاب تخلف از سوي فرزندان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، با آنها همچون انسانهاي عادي به صورت قانوني برخورد كند.


